همون حس...


حس والتر رو میخوام تو فرینج وقتی ناگهان صدای همسر از دست داده اش
رو می شنوه...میخوام وقتی عین والتر مشغول یه کار عادی هستم غیر مترقبه ترین
اتفاق برام بیفته و صداش رو بشنوم و مثل والتر اول دچار حیرت بعد بغض بشم اما
نه اون تیکه آخرش که الیزابت میگه میدونی که من الیزابت تو نیستم؟
میخوام بگه من اون SH نیستم که عشقت رو نفهمید...من اون ورژنشم که فهمید!
اومدم برات جبران کنم این همه عذابی رو که کشیدی...

  
نویسنده : کورش ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٤
تگ های این مطلب :فیلم


آخرش

ما تو هندی یه مثلی داریم که میگه آخرش همه چی درست میشه
پس اگه اوضاع خوب نشده هنوز آخرش نیست!

  (2011)  The Best Exotic Marigold Hotel

  
نویسنده : کورش ; ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤
تگ های این مطلب :فیلم


ببخشید توپمون افتاده...

 

صدای زنگ در و شنیدن این جمله پای آیفون! (بله اون موقع هم مردم ما iPhone داشتند!)

که ببخشید توپمون افتاده تو حیاطتون میشه بیایم ور داریم؟ در گذشته عادی بود..

 

اما امروز، حیاط ؟ بچه ها داخل کوچه؟ چیزایی عجیب هستن..

 

  
نویسنده : کورش ; ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٧
تگ های این مطلب :بدون شرح